عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

244

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

مىكند ، بدون اين كه مبناى شذوذ را در مخالفت با مصحف عثمان قرار دهد ، هر چند كه در عمل موافقتى اساسى و ضمنى با مصحف عثمانى دارد . چه بسا سخن نافع از قديمىترين متونى باشد كه به شذوذ قرائت اشاره دارد و براى آن معيارى وضع نموده است . معيار « اسناد » تنها معيار درستى قرائت يا شاذ بودن آن به مدت طولانى در حدود رسم الخط عثمانى بوده است ، تا جايى كه هارون بن موسى ، ابو عبد اللّه اعور عتكى بصرى ( در گذشته به سال 200 ه . ق . ) بنا به گفتهء سجستانى ، در قرائتهاى شاذ تخصّص داشته است . ابو حاتم مىگويد : « نخستين كسى كه در بصره وجوه قرائتها را شنيد [ سماع ] و آن را تأليف نمود و دربارهء قرائتهاى شاذ و « اسناد » آن تحقيق و بررسى نمود ، هارون بن موسى اعور ، از قاريان بوده است » « 1 » . با نگاهى به عملكرد هارون در بالا و در پرتو آنچه كه از نافع گذشت ، مىيابيم كه هارون نخستين كسى نبوده كه معيار « اسناد » براى شناخت ميزان صحت يا شذوذ قرائت را بررسى نموده باشد بلكه وى نخستين كسى بوده كه اين كار را در بصره انجام داده است دليل اين مطلب هم در كتاب « نزهة الالبّاء » و « انباه الرواة » است كه بهترين شرح حال را از هارون آورده‌اند هرگز ذكر نكرده‌اند كه وى نخستين كسى بوده كه قرائتهاى شاذ را تأليف كرده است چه نويسندگان اين دو كتاب ، بسيار علاقه‌مند به ثبت چنين پيشينه‌اى ، اگر براى وى وجود داشته ، بوده‌اند . علاوه بر اين ، دو نكتهء ديگر هم وجود دارد : 1 - هيچ كس براى او تأليفى مشخص در اين موضوع ذكر نكرده است . 2 - با توجه به وصف اهتمام وى در بررسى قرائتهاى شاذ ، مجموع آنچه كه از روايات قرائتهاى شاذ از او در منابع ما رسيده ، واقعا اندك است يعنى حدود چهل و دو روايت كه بيش از نيمى از آن ، از ابو عمرو بن علاء رسيده است . آنچه كه هارون روايت كرده است ويژگى مشخصى ندارد و انتظار ما اين بود كه از او بيش از اينها ، روايات و آثار مىيافتيم . دكتر مصطفى مندور ، با نگاه به سخن ابو حاتم ، دچار شبهه شده و چيزهاى شگفتى از

--> ( 1 ) ابن الجزرى ، غاية النهاية فى طبقات القرّاء ، ج 2 ، ص 348 .